تبليغاتX
نیش عقرب

هي دنيااااا....تو روحت

الان فكر كنم همه پسراي شهر دم در خونه مون صف كشيدن قمه به دست...بابا روزگارو مي گم نه دنيا خانم نامي رو....بساطي داريم اين روزا با اين دنيا...رضا صادقي ام كه هي مي گه مي خواد ازش پياده شه...يكي بگه بابا تو كه وزني نداري...اون اين همه رو رو دوشش حمل كرده حالا توهم باش...چه كاريه...

امروز بچه ها دارن تدارك مي بينن كه برن اردو...من اما هنوز مرددم...برم؟يا كه نرم؟

دلم نمي خواد ريخت هيچكدومشونو ببينم آخه...اين بار بيشتر منظورم دختراس...آخه خيلي نامردن...

از طرف ديگه امروز تو خونه بيكارم...با اين اتفاقاي اخيرم كه كلا مخم گريپاژ كرده تنهائي واسم سمه...باز برم بيرون 4تا آدم ببينم فكر كنم سنگين تر باشه...مي گين برم؟شايد اگه الان 4 روز پيش بود با اطمينان 100% مي گفتم نمي رم چون... چون خرم

شده تاحالا چند بار تو يه روز توسط  چند نفر ر..ده بشه به هيكلتون؟ديروز براي من شد.......

اولش دوستام...بعد انتظامات دانشگاه...بعد يه دشمن دوست نماي ديگه...و آخر سرم دكتر گاوچرون با اون خبرگذاري قويش ...خونه ام كه...

ديگه بهتر از اين نمي شد...

تقصير خودمه؟مي دونم...خود كرده را تدبير نيست...اما آخه بدشانسي تا اين حد؟گناه دارم به خدا....

چرا؟

مي خوام بدونم واقعا چرا؟

چرا من بايد هميشه هر پونصد سال از يكي خوشم بياد؟چرا من الكي الكي عاشق نمي شم؟خب خرم ديگه...كاش مي تونستم از اون قابليتا داشته باشم كه امروز عاشق بشم و فردا فارغ...چرا نمي شم؟

حالا اين به درك...چرا من بعد 500 سال بايد هر دفه عاشق كسي بشم كه دنيا باهاش چپه؟منظورم اون دنياس...جا..بشين سر جات توروخدا روزگارو مي گم!!!...نه جدي چرا؟چرا خوبياي بعضي آدما فقط واسه بعضيا رو مي شه؟چرا بدياشون تو چشم تره؟چرا همه ش بايد اين مدليا به پست من بخورن...انگار تاحالا چقدر خوردن...انگار بيشتر از هزار سال عمر دارم...اما بخدا همين 2 تا 500 سال ناقابل برابر 2000000 سال پيرم كرد...فكر مي كنم بايد 500 سال ديگه صبر كنم تا باز از يكي خوشم بياد...كه از شانس خوب من اونم باز ملعون شناخته مي شه...من كلا قراداد دارم با خودم كه هركيو دنيا طرد كرد از همون خوشم بياد...كاش حالا كه فيلممون اينقدر باليوودي هاليوودي شده بود...يه جاش كشتي مون غرق مي شد بعد ما مي افتاديم تو يه جزيره اي كه هيشكي نشناسمون...نه ديگه خيلي هندي شد...كاش اين وسط آدم بدا مي مردن بعد همه مي فهميدن ما خوبائيم...

اصلا كي ميگه هركي مردم بگن خوبه خوبه؟اين همه آدم مي شناسم كه مردم مي گن خوبن اما از 100 تا كثافت كثافت ترن...

كي مي گه آدماي بظاهر بد حتما بدن؟...كي مي گه هر كي با اين آدما بگرده اونم بد مي شه؟چرا آدماي بظاهر بد بايد nتا كار خوب كنن كه يكيش ديده بشه اما يه كار بد كوچولوشون دهن به دهن مي چرخه؟اصلا چرا حرف مردم اينقدر مهمه؟چرا آخه؟چرااااااااااااااااااااا.........

خب حالا كه چي؟فعلا كه همينه كه هست...مردم مي گن...توهم نمي توني كاريش كني...حرفي داري؟...

نمي تونم داشته باشم...

پس زر نزن لطفا...

باشه...

مي خواي بري اردو پاشو برو نمي خوايم به درك...بشين اونقدر به ديوار روبروت نگاه كن تا كور شي...

باشه...اما نمي رم اردو

 به درك فقط از اينجا برو حالم بهم خورد بس كه نال زدي ...ده برو ديگه...

خيلي خب بابا رفتم خدافظ...وايسا دنيا...منم مي خوام پياده شم........

پ ن: زودتر از اونچه بايد برگشتم...گفته بودم نمي دونم كي برميگردم...خوشحالم كه اينجام...اما ناراحتم از اون اتفاقي كه بايد مي افتاد تا من برگردم...بزودي مي بينمتون

+ نوشته شده توسط نیش عقرب در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 8:35 |

سلام به همگي...مي بينم كه همه ديگه امتحاناشون تموم شده...ارشديا فارغ شدن . علوم پايه ايام كه ديگه بالاخره از شر اين امتحان مسخره راحت شدن...اميدوارم همتون قبول بشين چون حو صله نق و نوق ندارم......

نه بابا مبارك ِ چي هنوز همه چي همونطوريه كه بود...بازم يه حس وظيفه شناسي منو كشوند اينجا...مگه همين حسا منو وادار كنن يه سري به اين طرفا بزنم...كاش مي شد بگم الان تو چه وضعيتي ام...زندگيم شده شبيه فيلماي هندي...با يكم وسترنم قاطيش...فك كنين چي از آب در مياد ديگه...منم كه اين وسط نقش پشمك قهرمانو بازي مي كنم...

بي خيال...امروز يه روز مهمه...نه در واقع 2 تا روز مهمه...خب يكيشو كه خودتونم مي دونين كه اربعينه...از اين بابت تسليت مي گم به همتون...اما من واسه اين نيومدم...امروز روز تولد يكي از عزيزامه...تولد داداشيمه... الان ديگه كلي واسه خودش بزرگه...آخه امروز 34 سالش مي شه... اما هيچيش به 34 ساله ها نمي خوره...اما در عوض يه عالمه مهربونه...گاهي سگ مي شه اما بازم دلش مهربونه...خيلي مي دوستمش...الان ولي پيش ما نيست...از وقتي عيال دار شده خيلي كم مي بينيمش...اميدوارم هر جا هست خوش باشه...داداشي تفلدت مباركككككككككك

چون بهرحال امروز اربعينم هست كلا بزن و بكوب تعطيل.... اما عوضش واسه چارشنبه سوري كلي برنامه داريم...البته اگه باز هوا ضد حال نزنه...برف دوست دارم...اما هميشه هر وقت اومده همه برنامه هاي منو بهم ريخته....تو روحش...

حالا كه اينجام و باز معلوم نيست ديگه كي بيام،بذارين از همينجا تولد بقيه دوستامم پيشاپيش تبريك بگم...

سميه ي عزيزم...دوست مهربون رواني خودم...28 اسفند 22 ساله مي شه...ببلدت مبارك گلم

و همينطور اسما و مطهره كه تولدشون تو فروردينه...و مهم تر از همه مامان گلي كه 16 فروردين ميشه...به تو چه كه مامان من چند سالش مي شه...مامان گلي خيلي دوست دارممممممممممم...

سال نو رو هم به همتون پيشاپيش تبريك ميگم...اميدوارم سال خوبي داشته باشين...اما خودمونيم من بجز لحظه ي سال تحويل كلا از عيد متنفرم...بچه كه بودم از عيد ديدني بخاطر عيدي گرفتنش خيلي خوشم مي اومد ...اما از وقتي كه تنها كسي كه بهم عيدي مي ده مامان بزرگمه از اونم بدم مياد...از مهمون اومدنم كه از ديرباز حالم بهم مي خورد...به نظر من كه عيد خيلي بي خوده...مخصوصا اينكه باز مشهد شلوغ مي شه و آدم نمي تونه از خونه بره بيرون...عجب حسودي ام منااااااا

سارا جونم اومد از ايرانشهر...يه ماه مي مونه اما باز بايد بره...از الان دارم فكرشو مي كنم كه وقتي بخواد7-8 سال ديگه  دوباره برگرده و مشهد زندگي كنه چقدر خانوم شده...اون موقع حتما مامان شده...تو اين دو ماهي كه نبود خلاء شو كاملا حس مي كردم...هر چي باشه بهترين دوستمه...اما رسم روزگار همينه...همه يه روز مي رن دنبال زندگيشون.............

 

آخ يه چيزيو داشت يادم مي رفت...يه چي كه نه،يه كي...فردام تولد يكي از دوستاي خيلي خيلي خوبمه...كه خيلي ام برام عزيزه.... وهميشه هم عزيز مي مونه...ديروزم حتما علوم پايه داشته...كه دعا مي كنم خوب داده باشه...دوستم ...تولد 21 سالگيت مبارگ...

اينم تقديم مي كنم به تو...به پاس همه ي خوبيات

 

If ever you need me

I hope you'll let me know

No one ever said life would be easy

And it seems so unfair sometimes

Yet life's up and downs

Make us better and stronger

Eventhough we may not realize it at the moment.

Remember…

When you hurt, let the pain out

When you are sad let the tears flow

When you're angry, release it.

When frustration sets in, work it out.

Help yourself as much as you can,

You can be your own best friend.

But when you need to share your confusion, let me know.

I try to know when to be there, but I can't always, unless you let me know.

Love is the greatest gift we can give to one another

And giving is one of the greatest joys life bestows upon us

I'm here to give to you

Whenever and for always…

 

مي دونم شايد اين پست كلي واسم بد بشه...اما من از ابتدا با جنجال بزرگ شدم...اين جمله هميشه سر زبونمه...

                       .....It's going to be ok,Just hang in there  

 

+ نوشته شده توسط نیش عقرب در شنبه نوزدهم اسفند 1385 و ساعت 9:33 |